1.دومين نشست انديشه‌هاي راهبردي مقام معظم رهبری را با نخبگان دانشگاهی با موضوع "عدالت "  بسیار مهم و البته تکان دهنده بود الخصوص برای قشر دانشجو که به نوعی پرچمدار عدالت خواهی لقب گرفته است.توصیف مقام معظم رهبری از فضای حرکت به سمت عدالت خواهی بسیار گسترده تر از تصور دولت و قشر دانشجود بود تاسیس رشته عدالت پژوهی نشان  اهمیت موضوع فوق می باشد که تا کنون در فضایی دانشجویی آنچنان که انتظار می رفت اقدامی صورت نگرفته است تاسیس تشکل عدالت خواهی تنها قدمهای اولیه حرکت داشجویی بود که تشکل فوق هم در بسیار موارد تنها عدالت خواهی را شاید در مسائل مصداقی پیگیری کرد و با عمق آنچنانی به مفهوم عدالت نپرداخت. بعد ازتلاش های بسیار بسیج دانشجویی دانشگاه گیلان برگزاری همایش کشوری در مورد عدالت خواهی،علم آموزی و آرمان گرایی در ترم بعد به میزبانی دانشگاه گیلان در برنامه  دارد . طراحی و مشخصه ی کلی برنامه را  سر فرصت در وبلاگ قرار می دهم البته مطلب رمزدار خواهد بود.

2.این جمله ی مقام معظم رهبری بسیار تامل بر انگیز است

"آزاد اندیشی در جامعه ما یک شعار مظلوم است. تا گفته می شود آزاد اندیشی،عده ای فوری خیال می کنندکه بناست همه بنیانهای اصیل در هم شکسته شود،و آنها چون به آن بینانها دلبسته اند، می ترسند.عده ای دیگر هم تلقی می کنند که با آزاد اندیشی باید این بنیانها شکسته شود. هر دو گروه به آزاد اندیشی-که شرط لازم برای رشد فرهنگ و علم است-ظلم می کنند.ما به آزاد اندیشی احتیاج داریم. متاسفانه گذشته فرهنگ کشور ما فضا را برای این آزاد اندیشی بسیار تنگ کرده بود"

پی نوشتی از یک  بسیجی دانشجو:

 بعد از گذشت یک سال فعالیت در کنار بچه های بسیج دانشجویی  دانشکده علوم انسانی با تمام خاطرات خوش و غصه های شیرینش به پایان رسید هر چند بسیجی بودن ما ادامه دارد. و این مسیر را ان شالله قدرتمند تر از گذشته ادامه خواهم داد. بسیار ممنوم از تمام تلاش دوستانی که در یک سال گذشته پابه پای هم کار کردیم و پای بچه بسیجی ها  از نوع دانشجویی جای بوسیدن دارد.هر چند آنها برای من به زحمت نیفتادند که حال با تشکر من راضی گردند. تلاش آنها برای کسانی بود که مدیونشان بودیم.

احترام بچه بسیجی ها از یک سو و تیکه های کنار گوشه ی بچه های دگر اندیش از طرف دیگر به فراموش نشدنی است.گفت و گو با بچه های سبز و پیامک های چند دهه تایی در مورد مسائل مختلف تا ساعتها هرگز از یادم نمی رود

شاید بهترین دوران دانشجویی من دردفتر بسیج دانشجویی دانشکده علوم انسانی گذشته باشد.خنده ، ناراحتی و برنامه ریزی از اردو گرفته تا نشریه و تجمع در دفتر دانشکده هر گز از یاد نمی رود.

سکوت نیمه شب دانشکده و دیدن کلاس های خالی که شاید در طول روز هیچ کس چنین آرامشی را ندیده باشد خیلی دلنشین است.

اگر قرار باشد زمان دوباره به عقب برگردد و ترم اول دانشجویی باشم. باز سراغ بسیج دانشجویی خواهم آمد چون مانندخون در وجود جریان دارد. و نبودش در فعالیت اجتماعی مانند نبودن خون در بدنم است.

این بچه ها به قول آقا بهتر از بچه های جنگ هستند

"مهدی نورسته ، یاسرصدیق ، مهدی زارع درخشان ، جمشید صفاری ، سیدسجاد محمدی ، سیدعلیرضا پور عباس ، محمد حسین نیکزاد ، ساسان رافع ، امیرحسین خادم صادق ، سامان اسماعیل پور ، محمد صادق زادشفق ، رساپورباقی،جوادمهدی پور،سعید تکجو،سجادکوهزادی ، امین یوسف زاده"

و همه بچه های بسیج دانشجویی دانشگاه گیلان از خوهران گرفته تا برادر وردودی 86،87،88،89 که  بردن اسم همه عزیزان ساعتها طول می کشد.

اگر قرارباشه اسمی از مردان بی ادعای روزگار برده شود حیف است نامی از این دوستان نبرم.

پی نوشت2:

میلاد حضرت زهرا(س)  مبارک و التماس دعا....

 مردم خرمشهر در سالهای دیگر تنها یاد آوری در روز سه خرداد نمی خواهند بلکه حل مشکلات شهرش را از مسئولین می خواهند.

پی نوشت3.

راستی شما هم شنیده اید که رهبر انقلاب امسال را سال جهاد اقتصادی نامیده است!!!!

انگار امسال کامل دارد به سمت بررسی جریان انحرافی و یا در گیری سران قوه مجریه و مقننه یا که ادغام وزرا می رود.

حال باید چه کرد نام سال را عوض کرد یا سیاست های مسئولین را تغییر داد؟؟؟

کدام دستگاه حکومتی اعم از مجریه،قضاییه یا مقننه قدمی در جهت جهاد اقتصادی برداشته است؟